يادداشت/ مصطفي صادقي
آيا نسبت سياسي حسن روحاني با اکبر هاشمي‌رفسنجاني تغيير کرده است؟ / نيروي سوم
دوشنبه 28 بهمن 1392 - 12:58:22 AM

خبرايران- هفته نامه مثلث در شماره جديد خود در گزارشي به بررسي نسبت سياسي اکبر هاشمي رفسنجاني ، حسن روحاني و اصلاح طلبان پرداخته است.

حسن روحاني 6 ماه پس از تشكيل دولتش در كجاي سپهر سياسي ايران ايستاده است؟ آيا همچنان در تعريف پوزيشن سياسي او بايد بگوييم حسن روحاني در طول يا زير‌مجموعه سياسي اكبر‌ هاشمي‌رفسنجاني تعريف مي‌شود؟ پاسخ اين سوال‌ها براي تحليلگران سياسي مي‌تواند تصويري از معادلات سياسي پيش رو خصوصا در آستانه انتخابات مجلس را نمايان سازد.

براي رسيدن به تفسيري درست در اين زمينه بايد به سال‌هاي قبل و نسبت سياسي حسن روحاني و هاشمي رفسنجاني قبل از انتخابات 24 خرداد بپردازيم.

 داستان دو شيخ

مرور خاطرات مشترك حسن روحاني و اكبر هاشمي رفسنجاني نشان مي‌دهد آنها همواره كنار يكديگر قرار داشته‌اند؛ هر جا هاشمي بوده حسن روحاني هم حضور داشته است.  هر دو عضو جامعه روحانيت‌مبارز بوده‌اند و در ذات سياسي‌شان مي‌توان گرايش‌هاي محافظه‌كاري و راست مدرن را به خوبي ديد. همين جايگاه، آنها را براي ساليان زياد مقابل اصلاح‌طلبان قرار داده بود. اين وضعيت اما براي هميشه تداوم نيافت.وقتي اكبر هاشمي رفسنجاني در رقابت با محمود احمدي‌نژاد از رسيدن به پاستور بازماند، معترض و منتقد وضعيت موجود و رئيس‌جمهوروقت شد. چنين شرايطي او را از جايگاه سياسي سابقش دور ساخت. چه اينكه سخنش ديگر از جنس دوستان و رفقاي اصولگرايش نبود. او حالا همان حرف‌هايي را مي‌زد كه اصلاح‌طلبان مي‌گفتند.  هاشمي ‌البته در اين راه تنها نماند. افراد ديگري همچون علي اكبر ناطق نوري، حسن روحاني و برخي وزرا و مديران دولت هاشمي هم با رفتار و گفتار انتقادي و اعتراضي محمود احمدي‌نژاد، در كنار هاشمي رفسنجاني ايستادند. حالا مجمع تشخيص مصلحت‌نظام به محلي براي گعده منتقدان دولت وقت تبديل شده بود؛ گعده‌اي كه در آن هم چهره‌هاي اصلاح‌طلبي چون مجيد انصاري از دل مجمع روحانيون ديده مي‌شد هم افرادي مانند ناطق نوري و حسن روحاني از قلب جامعه روحانيت مبارز. اين افراد مخالف محمود احمدي‌نژاد بودند وبه راهي براي بازگشت به قدرت رسمي در پاستور فكر مي‌كردند. راه نخست به باور هاشمي پس از مدتي بازگشت خودش به ساختمان پاستور بود.

 هاشمي‌ و ماجراي ارديبهشت 92

«هنوز بنا ندارم وارد صحنه شوم. اگر مطمئن بودم كسي غير از من نمي‌تواند شرايط كشور را تغيير دهد، لحظه‌اي ‌ترديد نمي‌كردم و وارد عرصه مي‌شدم.» «به‌احتمال 90 درصد در انتخابات رياست‌جمهوري كانديدا نخواهم شد، مگر آنكه يك مطالبه عمومي در كشور شكل گرفته و بنده احساس تكليف نمايم.» اين سخنان هاشمي را اگر در كنار سخنان خانواده‌اش كه مي‌گفتند «هاشمي ‌قطعا نمي‌آيد» قرار مي‌داديم، ديگر مطمئن مي‌شديم او فكر ديگري غير از كانديداتوري در ذهن دارد. زمان اما هر چه مي‌گذشت حرف‌هاي اكبر هاشمي‌رفسنجاني بيشتر بوي آمدن مي‌گرفت. همه چيز رفته‌رفته از فراهم شدن نامزدي خبر مي‌داد. او ديگر مي‌گفت كشور به چيزهايي احتياج دارد و در رسم مختصات روزگار جديد از نياز به كاراكتري سخن به‌ميان مي‌آورد كه به ناگاه همه نگاه‌ها رو به سوي او خيره مي‌شد.

 دولت وحدت ملي از ناطق تا‌ هاشمي

«من با محور خودمان نگفتم (تكذيب كانديداتوري براي اجراي ايده دولت وحدت ملي) در محور نيروهاي خانواده انقلاب و نظام اسلامي گفتم. كاري كه خودم در دوره قبل كردم، آن را مصداقي از وحدت ملي مي‌دانم. وقتي كه كارزار انتخاباتي روشن شود و اگر ببينم آن كسي را كه مي‌پسندم و فكر مي‌كنم به اهداف انقلاب بهتر مي‌تواند خدمت كند، از او حمايت مي‌كنم.» سخني كه موجب شده همه فكر كنند منظور هاشمي يا ناطق نوري است يا شيخ حسن روحاني؛ او اما در آخرين روز ثبت‌‌نام آمد تا بگويد مي‌تواند خودش مجري چنين ايده‌اي باشد. طرحي قديمي‌ كه روزگاري علي اكبر ناطق‌نوري سخت در پي اجراي آن بود.

فارغ از اينكه در آن روزهاي پاياني ارديبهشت چه گذشت و هاشمي چرا و چگونه نتوانست به اين انتخابات به‌عنوان كانديدا وارد شود ابتداي خرداد روزگار جديدي براي سياست‌ورزي شيخ بود. هفته‌نامه مثلث در بهمن 91 در گزارشي با عنوان «تصميم سخت و آسان » نوشته بود كه اگر هاشمي رفسنجاني نامزد انتخابات 92 نباشد بي‌شك اين حسن روحاني خواهد بود كه مورد حمايت و اجماع او و اصلاح‌طلبان قرار خواهد گرفت. مثلث در آن گزارش پيش‌بيني كرده بود كه اكبر هاشمي رفسنجاني عرصه را به‌گونه‌اي مهيا خواهد كرد كه اصلاح‌طلبان چاره‌اي جز حمايت از يك نامزد اصولگراي نزديك به هاشمي يعني فردي مانند حسن روحاني نداشته باشند.

در خرداد 92 زمان براي تاييد اين پيش‌بيني فرارسيده بود. هاشمي ردصلاحيت كه شد نه تنها به گوشه‌اي نرفت بلكه خود يك پاي انتخابات شد. او براي پيروزي حسن روحاني همه كار كرد؛ از جلسات متعدد با نيروهاي موثر سياسي تا سخنراني و حمايت رسمي و روشن از او. 24 خرداد نامزد مورد حمايت او رئيس‌جمهور شد.

 هاشمي، روحاني و 24 خرداد

حاميان هاشمي فسنجاني درباره علل پيروزي حسن روحاني به سه نكته اشاره مي‌كنند:

1- حسن روحاني با حمايت رسمي هاشمي‌توانست درصدي از آراي انتخاباتي خود را به دست آورد.

2- موج رد‌صلاحيت هاشمي و تاثير آن بر شيفت آرا به سبد انتخاباتي حسن روحاني.

3- راضي كردن اصلاح‌طلبان توسط هاشمي براي حمايت از حسن روحاني.

در همين ميانه است كه برخي نزديكان هاشمي رفسنجاني، شفاف و صريح مي‌گويند روحاني پيروزي‌اش را در انتخابات مديون هاشمي است. امري كه البته حسن روحاني بارها به صورت غير‌مستقيم به آن واكنش نشان داده است. او مي‌گويد پيروزي‌اش را در انتخابات حاصل حمايت هيچ فرد جناحي نمي‌داند. محسن رفيق‌دوست در مصاحبه‌اي با مثلث روايتي دارد از سخنان حسن روحاني در جلسه خصوصي با او كه چند ساعت پس از پيروزي در انتخابات بيان شده است: «آقاي روحاني معتقد است كه به هيچ‌كس جز مقام‌معظم‌رهبري بدهكار و وامدار نيست. حتي از آقاي هاشمي و آقاي خاتمي‌ هم نام مي‌برد و مي‌گويد كه من به اينها وامدار نيستم.»

 روحاني؛ اصلاح‌طلب يا اصولگرا؟

در شرايطي كه اكنون قرار داريم برخي اصولگرايان و اصلاح‌طلبان سخت اصرار دارند كه روحاني را فردي از جناح خود معرفي كنند. واقعيت اين است كه حسن روحاني نه فراجناحي كه فردي ميان جناحي است. اگرچه روزگاري شناسنامه سياسي‌اش حكايت از تعلق به قلب راست سنتي داشت امروز او اما در درست‌ترين تفسير در ميانه دو جناح سياسي قرار گرفته است. رخدادي كه البته نه فقط براي او كه براي افرادي مانند او در اين سال‌ها تجربه شده است؛ از علي اكبر ناطق نوري تا اكبر هاشمي رفسنجاني. افرادي كه در دوره‌اي از سران جامعه روحانيت و به تبع آن از استوانه‌هاي راستگرايان به‌شمار مي‌آمدند اما امروز با تغييرات آرايش نيروهاي سياسي كه با روي كار آمدن محمود احمدي‌نژاد پديد آمد، به سمت ديگري شيفت كرده‌اند؛ جايي نزديك همان مكان سياسي كه برخي اصلاح‌طلبان ايستاده‌اند و از آن به جناح ميانه نام مي‌برند كه شايد نام ديگرش اصلاح‌طلبي يا اصولگرايي ميانه‌رو باشد. چيدمان سياسي تغيير كرده است. اين ائتلاف تاكتيكي است يا امري طبيعي، طولاني مدت است يا كوتاه مدت، هرچه هست اما سامان جديد حكايت از جاگيري متفاوت نيروهاي سياسي دارد. ساماني كه اتفاقا با رئيس‌جمهور شدن حسن روحاني حالا با قدرت سياسي هم عجين شده است. كابينه او از همين سامان نشأت گرفته؛ ائتلافي از راستگرايان و چپگرايان سال‌هاي دور. سال‌هايي كه محمود احمدي‌نژاد نبود؛ سال‌هايي كه يا راستگرايان بر سر قدرت بودند يا چپ‌ها روزگار خوش سياست‌ورزي را تجربه مي‌كردند. يك سر كابينه حسن روحاني مصطفي پورمحمدي است، از راست سنتي و يك سر ديگر فهرست هم فرجي داناست، از چهره‌هاي اصلاح‌طلب. اين يعني اينكه كابينه روحاني درست از همانجايي تشکيل شده كه خود او اكنون در آن قرار دارد. جايي كه شايد بايد نامي ‌برايش نهاد و لقبي برايش در نظر گرفت؛ جايي كه البته مي توان آن را محل حضور نيروهاي خط‌ سوم ناميد. آنها در ميان دو جناح ايستاده‌اند و اينچنين است كه حتي با نقد نيروهاي هر دو جناح هم مواجهند؛ چه انتقاداتي كه از سوي اصلاح‌طلبان روانه شان مي‌شود و چه اعتراضاتي كه از سوي اصولگرايان اين روزها شنيده مي‌شود.

 روحاني، هاشمي و انتخابات مجلس دهم

 حالا انتخابات مجلس دهم در پيش است. بي‌شك جريان سياسي نزديك به حسن روحاني با توجه به اينكه گفتمان غالب در كشور متعلق به آنهاست، شانس خوبي براي اين انتخابات خواهند داشت. قدرت رسمي در اختيار آنهاست و چنين شرايطي اوضاع را براي هر دو جناح سياسي كشور متفاوت كرده است. به يك معنا در هر دو جناح طيف‌هايي خواهند بود كه تمايل به ائتلاف سياسي با جريان نزديك به دولت در انتخابات مجلس داشته باشند.

به ديگر سخن اينكه حسن روحاني كه اكنون در ميانه هر دوجناح سياسي ايستاده با رجوع گروه‌هاي مهم اصولگرا و اصلاح‌طلب براي انتخابات مجلس مواجه خواهد شد.

در چنين شرايطي بايد بار ديگر در تحليل شرايط پيش‌رو به وزنه سياسي هاشمي رفسنجاني هم نگريست. آيا حسن روحاني با توجه به موانع قانوني كه دولت در مورد ورود به انتخابات دارد گرانيگاه فعاليت‌هاي انتخاباتي را به هاشمي رفسنجاني خواهد سپرد و او نيز همان نقشي را ايفا خواهد كرد كه در انتخابات رياست‌جمهوري بر‌عهده داشت؟ بايد به اين بينديشم كه اكنون اين دو شخصيت سياسي چه نسبتي با يكديگر پيدا كرده‌اند.

 روحاني همان هاشمي است؟

حالا كابينه تشكيل شده، شش ماه از عمر دولت مي‌گذرد و انتخابات مهمي ‌در پيش است.

اكنون سوال مهم اين است كه نسبت سياسي هاشمي و روحاني در چنين شرايطي چه تغييري كرده است؟ آيا آنها همچنان مانند سال‌هاي دور نسبت به يكديگر قرار دارند؟ واقعيت اين است كه حسن روحاني درست در همان جايگاهي قرار دارد كه هاشمي‌رفسنجاني سال‌هاي متمادي قرار داشته يا تلاش كرده آن را حفظ كند، يعني جايي ميان دو جناح كه محل رجوع چپ و راست باشد.

تفاوت هاشمي و روحاني هم البته اكنون در اين محور است كه اين بار حسن روحاني قدرت رسمي را در اختيار داشته و طبعا محل رجوع طيف‌هاي مختلف خواهد بود. به بيان ديگر حالا حسن روحاني همان هاشمي سال‌هاي دور است.

به يك معنا او درست همان جايي ايستاده كه محل حضور و استقرار هاشمي‌رفسنجاني است. چنين تصوير و رويدادي وقتي همراه مي‌شود با اين گزاره‌ها:

1- حسن روحاني در انتخابات رياست‌جمهوري با حمايت همه‌جانبه هاشمي‌رفسنجاني مواجه شد.

2- او سال‌ها از مديران هاشمي‌رفسنجاني بوده و در واقع آلترناتيو او در انتخابات به شمار مي‌آمد.

3- تصاوير و خاطرات سياسي مشتركي از سال‌ها قبل و بعد از انقلاب در مورد هاشمي و روحاني وجود دارد.

4- در تمام ماه‌هاي بعد از انتخابات هاشمي‌رفسنجاني حمايت‌هاي همه‌جانبه‌اي را از دولت در حوزه‌هاي مختلف انجام داده است.

5- بسياري از مديران و چهره‌هاي نزديك به هاشمي‌رفسنجاني در رده‌هاي مختلف كابينه ديده مي‌شوند.

 اين تصور به وجود مي‌آيد كه حسن روحاني همچنان در زير مجموعه سياسي هاشمي‌رفسنجاني يا با اندكي تخفيف در طول سياسي هاشمي‌رفسنجاني ديده مي‌شود. چنين روايتي از رابطه سياسي هاشمي و روحاني البته براي فردي كه حالا رئيس‌جمهور است بي‌شك مطلوب به نظر نمي‌رسد. پس چنين است كه مي‌توان شواهدي را براي اين گزاره يافت: «روحاني مي‌كوشد خود را فردي مستقل از هاشمي‌رفسنجاني نشان دهد.» واقعيت اين است كه اگرچه حسن روحاني در تمام سال‌هاي سياست‌ورزي‌اش قرابت‌هايي با اكبر هاشمي‌رفسنجاني داشته اما روحيه او با هاشمي تفاوت‌هايي دارد. ب? ديگر سخن اينكه او در عين نزديكي با هاشمي‌رفسنجاني فاصله‌هايي هم با او داشته است؛ نمونه‌اش در ماجراهاي انتخابات 88 و البته در قضايايي مانند 9 دي. به بيان ديگر از نظر سياسي تلاش روحاني همواره اين بوده كه ائتلاف‌اش با اكبر هاشمي‌رفسنجاني حفظ شود. شايد احمدي‌نژاد هم در طول اين هشت‌سال عاملي  شد تا آنها به هم نزديك و نزديكتر شوند. حالا هاشمي و روحاني شانه به شانه هم مي‌روند. هر‌چند حسن روحاني تلاش‌هايي هم داشته باشد براي نشان‌دادن استقلال؛ استقلالي كه شايد خيلي به مذاق هاشمي خوش نيايد. غيبت‌هاي مكرر حسن روحاني در جلسات مجمع شايد نشانه‌اي از اين ماجرا باشد.به نظر مي‌رسد حسن روحاني به‌دنبال اين است که نيروي سومي را درکشور تشکيل دهد نيروي سومي که در ميان خود نيروهايي از هر دو جناح دارد. نيرويي که حسن روحاني نقطه ثقل آن است. 


http://inni.ir/?code=2711
بستن   چاپ